محمد تقي جعفري

523

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

مخصوصاً با چشم خود ديدند كه مهمانى كه از آنان روى گردان شده ومىرفت صورتى چون شمع فروزان داشت و ( ( 3672 ) ) مىشد وصحرا ز نور شمع مرد چون بهشت از ظلمت شب گشت فرد پس از اين واقعه صاحب خانه از خجلت اين ماجراى اسف انگيز خانهء خود را به مهمان خانه مبدل ساخت . آن مرد و زن پس از آن حادثه همواره از درون خود صداى مهمان از دست رفته را مىشنيدند كه مىگفت : من براى شما يارى چون خضر بودم كه مىخواستم صد گنج جود بر شما ارزانى بدارم ، ولى چكنم كه آن گنجها روزى شما نبود .